تبليغاتX
عروج
سلام....

خاستم اینجوری از همه بروبچ باحال که گاه گداری به وبلاگم سرمیزدن خداحافظی کنم دارم میرم سربازی....البته زمانش زیاد نیست اما خوب کاره دیگه دیدی یهو عمودی رفتیم افقی برگشتیمبگذریم فقط دعام کنین کارمو از دست ندم بتونم ظهرها بیام اداره تا هم در خدمت مردم باشم هم اینکه جایگاه اداریمو از دست ندم .....یه مطلبی رو میز کارم نوشتم که خالی از لطف نیست هدیه به شمام کنمش...به زودی خواهیم فهمید زندگی همین چند روزیست که ما ارزوی زود سپری شدنش را میکشیم اما زمانی خاهیم فهمید که دیگه سرنوشت را نتوان از سرنوشت......

اخر کلام اینه که چند روز بیشتر به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نمونده.....اول ۳۱ سال اقتدار ایران اسلامی رو تبریک میگم وهمه رو دعوت میکنم روز ۲۲بهمن۸۸با طلوع افتاب بیان میدان ازادی یادمون نره که امام خمینی ان بزرگ مرد تاریخ بشر فرمودند....حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است....راحت بگم رفیق حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم واجبتره اینو ولی فقیه زمان اعلام کرده نگو بهع من چه....بدان که فردای قیامت شهدا از ما سوال میکنن چه کردی بعدازما.........

وعده ما ساعات اولیه پنج شنبه ۲۲بهمن میدان ازادی با ندای لبیک یاخامنه ای لبیک یا حسین است...

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 16:51 |
به نامت

السلام علیک ایها الامام روح الله الموسوی الخمینی

سفارش کردید بماکه:

این"من"رااگرانسان زیرپا گذاشت و"او" شد اصلاح میکند همه چیزش را!

 

                 (تقدیم به حاج احمد و همه عاشقای امام روح الله)

+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 20:45 |
الهي پروردگارا! درود فرست بر محمد و آل او و مراتاييد كن كه: *باهركس كه با من غش و خيانت كند؛بانصيحت و راستي رفتار كنم! *وهركس از من دوري كند به نيكويي تلافي كنم! *وبه هركس كه مرا محروم كرد بذل و بخشش كنم! *وبا هركس كه با من قطع پيوند كرددر مقابل با او بپيوندم! *وهركس مرا غيبت بدگويي كند در مقابل به ذكر خيريادش كنم! *ودر مقابل نيكويي(خالق و خلق)سپاسگذاري نمايم وازبدي چشم بپوشم! دعاي مكارم اخلاق-صحيفه سجاديه التماس دعاي خير
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 20:38 |
سلام

سلام بر همه ۲۵۰۰۰۰۰۰نفری که به راه امام وشهدا رای دادند وعلی زمانه خود رو تنها نگذاشتند

سلام بر همه بروبچه های مخلص بسیجی  امام خمینی(ره)که لشگر خداهستند...سلام بر پدر ومادرانی  که روز ۳۰ خرداد فرزندانشونو مثل زمان جنگ از زیز قران کریم عبور میدادند وبچشونو میفرستادن میدون مقابله بر اشرار سبز لجنی پوش مزدور..............

سلام بر شهدای بسیج که برای ایجاد امنیت درشهر از جانشان گذشتند وبا دست خالی سینه سپر بر اسید وسنگ وقمه وچاقو کردند.........خوشا به انانکه مرگ برایشان اسان است وان را در دست میگیرندوبه راحتی در راه رسیده به معبود هدیه میکنند

وننگ بر انانکه که ندانسته رای سبز به لجن صفتان دادند وکودک ۸ساله دختر را بدون پدر کردند.........

براستی همه ان اقلیتی که رای به پوچی دادن تک به تک انها مدیون این دختر یتیم در ان دنیا هستند...

اما در انتها به همه ۲۵۰۰۰۰۰۰میلیون نفری که رای به دکتر محمود احمدی نژاد دادندهمهان کلام رهبر فرزانه انقلاب رو میگم اگر با قصد قربت به درگاه یکتا رای داده اید بدانید اجری بزرگ برده اید..........

انشاالله

اما یاداوری میکنم برای ایجاد دولت دهم خون دادیم....واولین دولتیست که شهید نثار حضورش شد...

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 14:48 |

سراپااگرپژمرده ايم

ولي دل به پاييز نسپرده ايم

چوگلدان خالي لب پنجره

پراز خاطرات ترك خورده ايم

اگر داغ دل بود ما خورده ايم

اگر خون دل بود ما خورده ايم

اگردل  دليل است آورده ايم

اگر داغ شرط است ما ديده ايم

اگر دشنه دشمنان گردنيم

اگرخنجردوستان گرده ايم

گواهي بخواهيد اينك گواه

همين زخمهايي كه نشمرده ايم

دلي سربلند وسري سر به زير

از ايندست عمري به سربرده ايم

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 14:21 |
بسم الله

میگم از خدا خواستم به من صبر عطا کنه!

خدا گفت:صبر حاصل تحمل سختی ها و رنج است!

گفت:عطاکردنی نیست!!!

گفت:بنده ی من‌! صبر آموختنی است...

وحالا من (بنده محتاج تو خدا) شاگرد کلاس صبر شده ام

به یاد سفیرصبورکربلا

                    

                                                                

                     

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 14:21 |
سلام خداقوت

امسال هم توفیقی حاصل شد تا با یک قافله عازم مناطق جنگی جنوب کشور بشم

سختی هدایت قافله در نبودافرادقدیمی رو به خدا واگذار کردم....خدا هم جواب اعتمادم رو داد تو این اردو بزرگ وافرادی بدون ادعا مشاورانم شدند که تا ابد نمیتونم فراموششون کنم

روح الله شکری/ محمدرضاحمیدی خواه/ محمد رزمی/ بهنام حبیبیان /منصور محمدیان/ مرتضی ازادنیا /سجادبه پسند/ سعید گودرزی /و.ابوذر صالحی./حامداحمدی/سجاد صاحب قرانیه/محمود سالک/رضاخان حیرانی بامعرفت/محمدنوروزی/پیام ستاری/..............

همه همه موجب شدند بهترین وبی حاشیه ترین اردوی زندگیمو بگذرونم

اردویی که به قول ۵۳نفر اری ۵۳نفر سوار اتوبوس ۴۰نفره شدند بدون حاشیه بهترین وپربارترین روزهای دانشجوییمان رقم خورد

یاد شلوغ کاریهای حامد احمدی که بدون اهانت به کسی همش دل بچه ها رو شاد میکرد به خیرگوش زد به اونایی که پول میخاستن بیان بچه هارو بخندونن!!!مکرنکن که خدا بهترین مکرکنندگان است!

یاد شب تا صبح بیداریهای پادگان دژبخیر

یاد مسابقه طناب کشی پادگان حمید با دانشگاه ابهر بخیر

یاد صحبتهای دلنشین اقا ی صمدی  در شلمچه بخیر یاد غروب شلمجه  وزیارت امام حسین(ع)بخیر

یاد طلاییه یاد فکه...یاد خرمشسهر واروندکنار وچزابهودهلاویه وهویزه وشهید علم الهدی بخیر

اما روز اخربزرگترین رخداد زندگیمون رقم خورد آری پیگیرهایمان در تهران نتیجه داد وشب اخر اردو میهمان منطقه عملیاتی شرهانی در استان ایلام شدیم

نماز مغرب وعشا در میدان مین...اون هم با فاصله ۳متری...برای اولین بار در تاریخ جنگ این اتفاق رخ داد  اون شب بعد نماز چشم چشم رو نمیدید اما مسول تخریب میدان مین وتفحص شهدا آتشی بردلمان انداخت که نگو ............اون شب همه ائمه معصوم امده بودند به استقبالمان همه ۱۴۰نفرحاضر در اردو شاهد ماجرا بودند

در میان شهدای تفحص نشده انقدر دلمان دگرگون شد که نگو ونپرس...

مژده اخر در میان اون غوغا رو معا ون منطقه تفحص بهم داد

۱ بزرگی اومده استقبالتون برید پیشبازش..آری شهیدی گمنام در دستان بروبچه های دانشجو دست به دست شد

تازه ۴ روز بود با رمز امام رضا(ع)تفحص شده بود...تا به حال جسم شهید رو لمس نکرده بودیم....توفیقی بهمون عنایت شد به خدا قسم همه بزرگان دینما ن امده بودند این رو من نمیگم همه بچه ها میگفتن  تا به حال ایچنی قدر مجلس عزا باشکوه شاید ۱بار شب ۱۹ رمضان در بیت العباس دیده بودم وبس..........دل کندن از شرهانی خیلی سخت بود اما مجبور بودیم صبح اول وقت راه بیفتیم وبرای اولین بار۱کاروان رو شهدا اذن دادند شب در کنارشان بخابند اری شب میثم وبروبچه ها کنار شهدای تفحص نشده نتوانستند بخابند اما .....

هر انچه بود بزرگترین اردوی زندگیمان رقم خورد وانشاالله خاطرات این اردوروهرگز به بادنمیسپارم...

شرهانی دلم بدجور در انجا مانده مراقب دل شکسته مان باش تا شهادتمان....

در اخر از اقای صمدی واعتمادش بهم ممنونم هر چند که حاجی هم بهترین اردو زندگیش رقم خورد...

در اخرسال ۸۸ روتبریک میگم وانشاالله سال ظهور یگانه منجی عالم بشریت باشد....

راستی امسال سال ۲نفره شدنه منم هستش.........التماس دعا

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 17:1 |
قافله سالار

قافله را تنها گذاشت ورفت.......

سلام

شنبه صبح تو محل کارم خبری تاسف بار همه رو مبهوت خودش کرد.....

هادی صالحی شهید شد........

هادی همین چند روز قبل به عنوان فرمانده پایگاه دانشکده  فنی بسج دانشجویی داشگاه آزاد کرج انتخاب شده بود......وبه خاطر تعهد کاری وعلاقه ای که داشت مسول اعزام کاروان راهیان نور دانشگاه در سال ۸۷ شده بود........هادی وچند تن از دوستان عزم خادمی شهدا رو  کرده وبرا مهیا نمودن شرایط مقدماتی برای اعزام کاروان راهیان  ره سفر به مناطق جبهه های جنوب میگیرند وبعد از اتمام ماموریت به نحو احسن در راه برگشت در صبح روز۵شنبه ۲۴ بهمن در جاده خرم اباد جان به جان افرین تسلیم وبه همراه سرباز وظیفه رضا کوه خیل  شهد شربت شهادت مینوشند.........

ودر گلزار شهدا کرج در حضور خیل عظیم امت حزب الله کرج وفرمانده سپاه محمد رسول الله حاج علی فضلی ومقامات استانی به خاک سپرده شدند.......

شنبه شب که از اداره بر میگشتم بغض گلویم رو بد فشار میداد ....یاد اون روزهایی تو بهار افتادم که هادی ترک موتورم مینشست وتا مترو با هم گپ میزدیم ومن میرسوندمش ایستگاه مترو..........

عجب رسمیه رسمه زمونه......میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه.....

شادی روح خادم الشهدا دانشجوی بسیجی مهندس حاج هادی صالحی ورضا کوه خیل صلوات...

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 21:26 |

امام خمینی <ره>روح خدا بود در کالبد زمان....

حرفی دگرندارم چون کلام بالا که از جانشین برحق ایشان آیت الله خامنه ای ایراد شده کاملا واضح است در مورد جایگاه شخصیتی سفیر آخرالزمانی امام حسین (ع)امام خمینی.....

۳۰ سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران برهمه عاشقان مکتب حسینی مبارکباد.....

در ۳۰ سال بهار آزادی جای شهدای انقلاب اسلامی خالیست ....صلوات

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 23:20 |

بسوزان هر طریقی می پسندی ....

که آتش از تو خاکستر از من.....حسین جان

سلام...

امسال محرمی دگر از تاریخ زندگیمان گذشت ومعلوم نیست سال آتی بازهم سعادت پوشیدن لباس عزای امام حسین (ع)رو داشته باشیم یا نه.....

جاتون خالی امسال حال وهوای عزاداری مسجد ارک عینه سال ۸۳ شده بود همون شبهایی که با روضه حضرت زهرا (س)شروع شد و۴ شب ادامه داشت

همون۴ شب که مداح بزرگوار استاد حاج منصور ارضی دعا کرد خدایا مرگ ما را در محرم قرار بده.....همون شبهایی که دم سینه زنای مسجد ارک شده بود غسل من اشک چشامه ...کفنم پیرهن سیامه...همون شبهایی که مداح مجلس حس سالهایی روزهایی رو داشت که تو پادگان ۲کوهه میخوند....همون شبهایی که ....مابقیش رو اگه خیلی دوست دارین بدونین برین سی دی محرم سال ۸۳ مسجد ارک علی الخصوص ۴ ش ب اول یعنی ماقبل آتش سوزی رو بخرین ....خودتون میفهمین چی میگم

آری   امسال مسجد ارک حال وهوای شهادت داشت وبس ومن اطمینان داشتم که دوستان شهیدم کنار مجلسمان بودن ....اطمینانمم بر میگرده به شب عاشورا........الوداع با مسجد ارک.....وداع سختی بود ...خیلی خیلی سخت واز استاد ارضی یاد گرفتم وداع کردن را.....اگر دوای درد را خود استاد نمیگفت .......شاید تا امروز زندگی برایم ننگ بود.....هرچه که بوده وهست امسال مسجد ارک عرش خدا بود...در ودیوار مسجد شاهدن که من چه میگویم.....وچه زیبا بود دیدار دلتنگهای مسجد ارک واستاد ارضی در صحن گوهر شاد.........

عکس بالا هم برمیگرده به شب ۵ محرم سال ۸۳ مسجد ارک همون شبی که از اولین قافله شهیدان جاماندم وحرف آخرم با شهدای ارک ....تا آخرین دقایق با هم بودیم ومن زیر دست وپاشما وشما در میان آتش راه فراری نبود چرا که درب مسجد  به دلیل اقامه نماز قفل بود بخاری مجلس زنانه آتش گرفت وشعله همه جا را به سرعت در مینوردید ....همه حاضرین مشغول اقامه نماز مغرب  به جماعت بودن که صدای الفرار ودود آتش نماز را به وصال حق پیوند داد وصدای فریاد یا زهرا خانمها که در آتش میسوختند وخود را به حیاط مسجد پرتاب میکردند وصدای مردان یا حسین گو  در اتش عشق پر کشیده تا ابد در گوشم باقیست....تا صدای لبیکتان را بشنوم ومنتظر دعوئتنامه تان هستم.........چرا که از شما بعید است رفیق نصفه راه باشید....میهمانان حسین جان جای مارو هم خالی نگه دارین که وصال نزدیک است........

              هنوز از پس ایام، نجوای عاشقانه شما به گوش می رسد

            هنوز اشک ها ولبخند های ملیحتان در یادها باقیست

            هرچند از دیدن جمال دنیایتان محرومیم

             ولی رویآی باشما بودن همیشه شیرین و دوری از شما حس غریبی دارد

<<شادی روح  شهدای مسجد عرش خدا صلوات...>>

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت 7:6 |


Powered By
BLOGFA.COM